محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
720
مخزن الأدوية ( ط . ج )
آن جهت لسع افعى و ساير هوام قتاله نافع . * الجروح و القروح * ماء القيرى جهت قروح مضر و ماء البحر جهت حكه و جرب و قوبا و قروح و به دستور آب كبريتى استحمام بدان و به جهت بهق و برص نيز مفيد . * الاورام و البثور * آب كبريت جهت اورام مفاصل و تحليل صلابات و ثواليل آويخته . * الزينه * آب دريا جهت شقاق عارض از سرما قبل از تقرح و قاتل قمل و محلل خون منجمد تحت جلد و ماء الاصول و ماء البزور و ماء الجبن و ماء الخيار و ماء الخلاف و ماء الشعير و ماء القراطن كه عبارت از ماء العسل است و ماء القرع و ماء الكافور و ماء لسان الحمل و ماء لسان الثور كه عبارت از عرق آنها باشد و ماء الورد و ماء الهندبا بعضى از آنها در مقدمه كتاب و بعضى در ضمن ادويه در قرابادين كبير ذكر يافت و به تفصيل ان شاء الله تعالى در قرابادين اين كتاب مذكور خواهد شد . ماء القداح به فتح قاف و دال و الف و حاى مهملتين . ماهيت آن : مراد عرق گل نارنج است كه مانند گلاب عرق كشند مشهور به عرق بهار . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : ملطف و محلل . * اعضاء الراس و الصدر * جهت صداع بارد و كزاز و ساير امراض بارده و نزلات و انعاش نفس و ازاله خفقان بارد و تفتيح سده مصفات و خياشيم و چون در شيشه كرده ببويند جهت رفع امراض بارده رأس و تشنج حاصل در عضل محرك سر و گردن نافع و مداومت بوييدن آن باعث سهر . * اعضاء الغذاء و النفض * مقوى معده و مضر كبد و معين باه و قاطع اسهال رطوبى چون ناشتا بياشامند . مارگياه به فتح ميم و الف و راى مهمله و كسر كاف فارسى و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و ها لغت فارسى است . ماهيت آن : نباتى است قريب به دو ذرع و برگ آن شبيه به برگ بيد و گل آن زرد و قبه آن شبيه به سر مار . منبت آن حريم آذربيجان . افعال و خواص آن : اكثر متوطنين آنجا آن را كوبيده در شوربا ريخته مىخورند و گويند كه ديگر از گزيدن مار و هوام متضرر نمىگردند و شرط مىدانند كه بعد از آن تا يك هفته چيزى سواى نان فطير نخورند و احتزاز از ادرار منى و جماع نمايند . حكيم مير محمد مومن نوشته كه به ظن حقير آنست كه احيون باشد و الله اعلم . ماركيوا به فتح ميم و الف و راى مهمله و فتح كاف و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح واو و الف لغت فارسى است و ناركيوا نيز نامند . ماهيت آن : نباتى است شبيه به درخت تا به قدر پنج ذرع با شاخهاى بسيار و صلب ديرشكن و برگ آن از برگ زيتون كوچكتر و نرمتر و گل آن سرخ شبيه به گل شب بوى و ثمر آن در ميان برگها شبيه به فندق و مايل به سياهى و در جوف آن دانه سياه و بسيار نرم و قسمى از فلفل الماء است و آنچه از حبوب مانند كرسنه و غيره را در آن بجوشانند و خشك كنند طعم آن مانند فلفل گردد كه تمييز نتوان نمود . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل رياح و رافع بواسير و ضماد پوست خشك آن بغايت سرخ كننده بشره و رافع اورام بارده و آثار جلد و طلاى خاكستر جميع اجزاى آن رافع كلف و فرزجه آن مدر حيض و طلاى برگ آن با آب سترنده موى . آشاميدن دانه آن با عسل محلل رياح و مخرج بلغم است . مارماهيج به فتح ميم و الف و راى مهمله و فتح ميم و الف و كسر ها و سكون ياى مثناة تحتانيه و جيم معرب مارماهى است و اهل مصر آن را افكليس نامند . ماهيت آن : ماهى است شبيه به مار طولانى و زياده بر شبرى تا به يك ذرع و سفيد رنگ و بر پشت آن از سر تا دنباله خارها شبيه به اره و بىخار نيز مىباشد و بر روى آب مانند ماهيان ديگر نمىآيد . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : خوردن گوشت آن را مقوى باه مىدانند و زايل كننده رياح و سرديهاى بدن پيران و جهت وجع پشت و قطع سيلان خون نافع و بهترين طرق استعمال آن براى باه يخنى آن با دارچينى و مصطكى و از براى امور ديگر و پيران مطنجن آن است . مازريون به فتح ميم و الف و فتح زاى معجمه و سكون راى مهمله و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و نون به يونانى خامالا نامند . ماهيت آن : برگ درختى است شيردار به قدر درخت سماق و سه قسم مىباشد قسمى را برگ سفيد و بزرگ و نازك و اين را اشخيص خوانند و قسم دويّم را برگ زرد رنگ و از برگ زيتون كوچكتر و از برگ مورد بزرگتر و ضخيمتر و اين را به فارسى هفت برگ و به شيرازى مشت رو نامند و قسم سيّم را برگ سياه و بهترين همه مستعمل سفيد آن است و ليكن چون اين نيز خالى از غايله نيست و در قوّت قريب به شبرم بدون تدبير استعمال آن غير